تبليغاتX
جکستـــــــان

روباهی به زاغی گفت : چه دمی ، چه سری ، عجب پايی !


زاغ عصبانی شد و گفت : بی‌تربيت ! خجالت بکش . اون موقع من

کلاس اول بودم. حالا شوهر دارم !

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:50 بعد از ظهر توسط سپهر |

يه جايي جشن بوده، يه نفر همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به

رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي

دعوت كرده؟ يارو ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد،

 ولي اينجا جشن تولده

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط سپهر |

يه بار 2نفر ميرن هتل خارجي بعد از چند روز يكيشون ميره توالت

 فرنگي دومي مياد ميزنتش ميگن چرا ميزني ميگه چون من 1هفته

 است دارم از اين چشمه آب ميخورم اين بي شعور اومد ريد توش

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط سپهر |

به يه اسكلتي ميگن خالي ببندميگه توپلويم توپلو
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:46 بعد از ظهر توسط سپهر |

ليمو نخور ترش ميكني مرا فراموش مي كني


آدامس بخور تا باد كني مرا هميشه ياد كني

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط سپهر |

يارو پشه بند مي خره تا صبح نمي خوابه پشه ها رو مسخره ميكنه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:44 بعد از ظهر توسط سپهر |

يه ياروواسه خودش جك ميگفته ميخنديده، يه دفعه غش ميكنه از

 خنده، ميگن چي شد؟ ميگه تا حالا اينو نشنيده بودم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:44 بعد از ظهر توسط سپهر |

پزشك هاي غضنفري ميگن قبل از خوردن اب صلوات بفرستيد چون دو

 جن در اب هست يكي هيدروجن و اكسيجن

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط سپهر |

عمرم... عزيزم... زندگيم...


دوستت دارم...


اينا رو تمرين كن وقتي منو ديدي بهم بگو!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط سپهر |

به ‌‌يکی ميگن با مرده جمله بساز ميگه:

 آمبولانس

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط سپهر |

 

Bahar-20

كد پرواز پرندگان